چهارشنبه سی ام بهمن 1387
هه ستاوه بو رزگاری کوردوستان،
ده شکنوه پشت لژگری دژمن،
لو هیرشه شیرانه یه رزگاری کوردوستان.
خه بات ئه کین بو کوردستان،
له پی نانی مافی ژیان،
به ده نگی به رز هه ر ده م ئه لین،
یا مه رگ یا کوردوستان.
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387
چرا می فهممش؟!
پی نوشت: عبارات و جملات تا حد امکان همانهایی هستند که در دست نوشته های آن مرد بود.
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387
!!!
- مبانی فلسفی مکانیک کوانتومی (مشترک کارشناسی و کارشناسی ارشد)
- مکانیک آماری پیشرفته (کارشناسی ارشد)
- نظریه میدانهای همدیس(دکتری)
شنبه دوازدهم بهمن 1387
یک- ساعت یازده از خواب پریدیم و به استاد محبوبمان زنگ زدیم! فرمودند جوابشان منفی است متاسفانه! گوشی را گذاشتیم." دی عزیزی گفت حافظ می خورد پنهان شراب/ای عزیز من نه عیب، آن به که پنهانی بود "
دو- دم در دانشگاه خانومه گیر داده: " آستین لباست زیادی تنگه! کاپشنتو بپوش روش!" کاپشن پَر رو می فرمودن، دمِ ظهر! اصرار هم داشتن همونجا در مقابل دیدگان مبارک ایشون کاپشن رو بپوشم. یکی نیست بگه بی انصاف من چند هفته است با همین لباس می آم دانشگاه! الان یادت افتاده؟! لباس پوشیدن من باید مطابق با اینکه تو اون روز از چه دنده ای پاشدی تغییر کنه؟! بعدشم هر خنگی می فهمه من چند قدم اونورتر در می آرم کاپشن رو، پس چرا گوشت خودتو الکی تلخ می کنی؟!
سه- نمرات کوانتم پیشرفته رو دادن!
چهار- از هم داغونتر این بود. الان نمی نویسم راجع بهش چون هنوز تو شوکم. بعید می دونم به این زودی ها هم در بیام. می نویسم راجع بهش اگه ختم به خیر شد.
پنج- به طور کاملا اتفاقی (!)خبردار شدیم کارگاه علوم مدرسه یک هفته اومده جلو! علما و فضلا تازه یادشون افتاده این برنامه ای که یه ساله چیدن و طبق اون عمل می کنن رو اگه اجرا کنن روزهای بازدید کارگاه علوم می افته بعد از دهه فجر! بعید می دونم عمق فاجعه رو درک کنین مگر اینکه فرزانگانی باشین چون در اون صورت می دونین کارگاه علوم اسم دیگه ی دقیقه نود-ه! در بهترین حالت نود و نه درصد کارها هفته آخر انجام میشه.
شش- استاد بعدی که سراغشان رفتیم برای سخنرانی، پذیرفتند. تاریخ را که پرسیدند دیدند صبحش کلاس دارند، بعد از ظهرش یک جلسه دفاع!
هفت- استاد پایان نامه ام معلوم شد! بالاخره معلوم شد قراره چیکاره شم! آخ جوووووووون! هیچی مثل بلاتکلیفی بد نیست. خلاص شدم! کلی موضوع هیجان انگیزی هم قراره باشه! دووووسِش دارم! خیلی!
جمعه یازدهم بهمن 1387
زمان
جمعه یازدهم بهمن 1387
سه شنبه هشتم بهمن 1387
هرکس اعداد مختلط نمی داند نخواند*
" The imaginary numbers are a wonderful flight of God's spirit; they are almost an amphibian between being and not being "
(Gottfried Wilhelm Von Leibniz, 1702)
تا جایی که من به شخصه دیده ام و به یاد دارم در فیزیک خیلی جاها سر و کله اعداد مختلط یک جورهایی پیدا می شود یا شاید بهتر است بگویم یک جورهایی سر و کله اعداد مختلط را خودمان وارد می کنیم مثلا برای اینکه محاسباتمان آسانتر شود و ... اما چیزی که مهم است این است که آخر کار حواسمان باشد که مقدار نسبت داده شده به هیچ کمیت فیزیکی نباید مقداری موهومی باشد چون مقدار یک کمیت فیزیکی همان چیزیست که در آزمایشگاه یا دنیای واقعی یا چه می دانم جهان فیزیکی اندازه می گیریم. ولی انصافا موجودات عجیبی اند این اعداد مختلط! به عنوان یک موجود ریاضی می فهمم که فرق چندانی با یک عدد طبیعی مثل 2 ندارند، یک جور تعمیم اند دیگر. آدمیزاد اولش اعداد طبیعی را می شناخته چون به معنی واقعی کلمه طبیعی بوده اند! از شمارش 1، 2، 3،... بعدها با نیاز پیدا کردن به عمل تقسیم سر و کله ی اعداد کسری پیدا می شود و ... یا یک جور دیگر نگاه کردن به قضیه این است که، اگر اشتباه نکنم آقای محسنی پور این را به ما گفت،1 همانطور که حاصل حل معادله ی x-1=0 است، -1 حاصل حل معادله یx+1=0، رادیکال 2 حاصل حل معادله ی x^2-2=0، همانطور هم i حاصل حل معادله ی x^2+1=0 است. اینها را می فهمم. چیزی که برای من جالب و عجیب می نماید نوع و نحوه حضور این اعداد(که به ظاهر وجود ندارند)در جاهایی و گره خوردگی این حضورشان به مفاهیم و نتایج فیزیکی است. یک نمونه اش را می توانید در بخش 7-10 کتاب Jackson ببینید:
(Causality in the Connection Between E and D; Kramers-Kronig Relations )
کافیست با اعداد مختلط، انتگرالگیری مختلط و تبدیل فوریه آشنا باشید تا بتوانید مطلب را دنبال کنید. خلاصه ی مطلب این است که برای بدست آوردن ضریب دی الکتریک مواد باید از یک عبارتی انتگرال گرفت که قطب هایش بالای محور حقیقی قرار دارند. تعیین کننده اینکه پربند انتگرال کوشی را بالا یا پایین محور حقیقی بگیریم مثبت یا منفی بودن توان exp در صورت عبارت است. اگر توان مثبت باشد(برای زمانهای مشاهده پس از زمان اثر منبع این اتفاق می افتد) پربند انتگرال را بالای محور حقیقی می بندیم و انتگرال مقداری برابر با 2Πi ضربدر مجموع مانده ها خواهد داشت. اما چنانچه توان exp منفی باشد (برای زمانهای مشاهده پیش از اثر منبع این اتفاق می افتد) باید پربند انتگرال کوشی را پایین محور مختلط ببندیم پس قطبی درون پربند نمی افتد و حاصل انتگرال صفر می شود. یعنی قبل از اینکه منبع روشن شود ما اثری از آن مشاهده نمی کنیم و این یعنی همان مفهومی که به علیت تعبیر می شود! آخر اعداد مختلطی که صرفا یک تمیم ریاضی هستید، شما کجا و مفهوم فیزیکی و چه بسا فلسفی علیت کجا؟!
* از روی دست افلاطون تقلب کرده ام! می گویند بر سردر باغ تعلیم و تربیتش(آکادمی )، تابلویی نصب کرده که روی آن نوشته بوده است : " هر کس هندسه نمی داند، وارد نشود " .
یکشنبه ششم بهمن 1387
جمعه چهارم بهمن 1387
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم / که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد !!!
پی نوشت: از محضر نسوان گرامی خواهشمندیم در پی انکار و تکذیب برنیایند که در آن صورت اگر بخواهیم با صراحت سخن برانیم بر ریش نداشته شان خواهیم خندید.
