تبليغاتX
!زندگی شاید همین باشد - " ننگ بر دیکتاتور! چه شاه باشه، چه دکتر! "

پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388

" ننگ بر دیکتاتور! چه شاه باشه، چه دکتر! "

   خسته ام، هلاکم. می خوام بنویسم که این لحظات رو یادم بمونه. طبیعتا هر چی به ذهنم بیاد می نویسم. تقدم و تاخر و ... هم توقع زیادیه تو این شرایط. مثل کاسه دامبلدوره اینجا الان برام. می خوام محتویات ذهنم رو خالی کنم توش!


   احسان کلی لطف کرد اولش که تنها نباشم، دوستهای باحالی داره ها! این بچه های معماری عاااالی ان؛"بگم؟! بگو! بگم؟! بگو! بگم؟! بگو! دو دو تا؟! ده تا! مدرک داریم سیصد تا!" یه پیرزن با ژاکت سبز اومده بود:* خیلی پیر ها! آقا ملت عااااالی ان! من که تا چند وقت پیش فکر نمی کردم هیچچچچی این جماعت رو از این حالت کرختی در بیاره، هیچچچچی! هر چند بخش اعظم اتفاق این روزها جوگیری-ه ولی به هر جهت جوگیری هم مولفه مهمی-ه تو همه حرکتهای اجتماعی. "تورمُ ننه جون مهدی فهمید، این کوتوله نفهمید!":))))))))


   به قول محسن، آرزو به دل مونده بودیم این مسیر رو یه بار پیاده بریم! خداییش محسن هم دمِش گرم! مصاحبت باهاش واقعا لذت بخش بود تو اون مسیر طولانی. نمونه فعال سیاسی استخوندارِ جنبش دانشجویی که این روزها نادر شدن! محسن نبود، حوصله ام سر میرفت تنهایی. اصلا زندگی رو باید رها کرد به تصادفات. خیلی هیجان انگیزتر از چیزهایی ان که خود آدم بشینه نیت کنه هیجان انگیزترین و غیرمترقبه ترین اتفاق ممکن رو پیش بینی کنه. دکتر کریمی پور رو بگو دمِ درِ شریف!!! دوووووووووسش دارم! 


   آدمهای میانسال همه شون میگفتن این دومین انقلابی-ه که تو زندگیشون دیدن!!! اوضاع خیابونها و میدون آزادی رو تو سال پنجاه و هفت توصیف میکردن و با امروز مقایسه میکردن! بابا ملت دمتون گرم! "دکتر برو دکتر! " به قولِ محسن همین رنگ سبز کم هزینه ترین تبلیغ بود. چه موجی راه انداختن تو جامعه! "نصر من الله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب!" من قشنگ به این راستی ها حق میدم بگن انقلاب رنگین تو ایران تو شُرُف وقوع-ه! آقا کِی دیدیم ملت تا ساعت چهار و پنج صبح تو خیابونها باشن و شعار بدن؟! فضای انتخاباتی نیست این!!! واقعا نیست!! یه تحول و انقلاب نرم-ه انگار! "ننگ بر دیکتاتور! چه شاه باشه چه دکتر!" 


   یکی یه پلاکارد گرفته بود دستش، روش یه مربع کشیده بود و زیرش نوشته بود: این شکل یک دایره است! اسنادش هم در بانک مرکزی موجود است!" ملت فوق العاده ان! " الان داره برف می آد، اسنادش بعدا می آد"


    آقا ملت دقتی دارن به یه چیزهایی که آدم شاخ در میاره! من فقط به مچم نوار سبز نبسته بودم، به موهام و به انگشتهام هم بسته بودم که جهت وحشت نکردن راننده تاکسی فقط انگشت وسطی دست چپم رو گذاشتم بمونه. روبان سبز موهام وسطِ راه جدا شد و یه کم بعدش روبان انگشتم افتاد و گم شد. روبان باریک که تو راه بهمون دادن من یکی بستم دور مچ محسن و خواستم دور انگشتم دوباره گره بزنه یه روبان رو. یه خانومی رد شد، جوون هم بود ها،لبش رو گاز گرفت و گفت زشته! اولش فکر کردم طرفدار احمدی نژاد-ه، اومدم بد و بیراه بگم دیدم نه بابا سبز-ه! بعد اشاره کرد به محسن و اینکه تو خیابونیم و دست چپش رو نشون داد! بعدِ کلی ایما اشاره ی سرکار خانوم فهمیدیم زشته تو خیابون یه آقایی روبان دور انگشتِ دست چپ یه خانومی گره بزنه چون صحنه حلقه تو انگشت کردن تو مراسم نامزدی و ازدواج اینا رو تداعی می کنه انگار! می خواستم بگم خانوم ایشون زن دارن به جان شما! ولی همچین شوکه شده بودم که زبونم تا چند دقیقه بند اومده بود! و خلاصه  این شد که محسن خان روبان سبز رو دور انگشت دست راست بنده گره زد!!!من رو یه هفته مینداختن تو یه اتاق و میگفتن فقط به این نکته فکر کن که تو همچین صحنه ای یه نکته زشت گیر بیاری، نمیتونستم به نتیجه ای برسم!!!


   میدون آزادی که رسیدیم باد و رعد وبرقی راه افتاد که بیا و ببین. در جا ملت :" باد اومده احمدی رو ورداره!" بارون هم که زد: "بارون اومد احمدی رو بشوره!". کلی عکس گرفتم که با این سرعت داغون اینترنتم حالا حالاها بعیده بذارم اینجا یا تو فیس بوک. شریفی ها هم بخار نشون دادن امروز! ایول هم دانشگاهی! احمدی نژاد رو راه ندادن تو دانشگاه گویا! بیرون وایساده سخنرانی کرده!


   همون زمانی رو که پیاده طول کشید بریم با کلی وایسادن و شعار دادن، تقریبا طول کشید که با ماشین برگردیم! چه ترافیکی! من هم تا حدودی (تا حدودی ها!)از توانمندیهام به عنوان یه خانوم استفاده کردم که ماشین گیر بیاریم! P:D: ماشین که ترمز زد داد زدم "محسن بدو بیا، انقلاب میره!":)))))


   "نیروی انتظامی سبزِِ تو هم قشنگ-ه!!!" "طلای نفت رو بردن، جاش سیب زمینی آوردن" " پول نفت گم شده، همه اش تورم شده" "عمو آمارباف، بله، آمارهاتو بافتی؟!بله، به ملت انداختی؟! بله، عمو اومده، چی چی آورده؟! سیب زمینی!!!"


   خیلیییییییییی خوب بود! خیلیییییی! کاش بشه!!!!!!!!!!!!!!!!کااااااااش!

نوشته شده توسط فلانی در 0:21 |  لینک ثابت   •